کاسی برجسته هنر دست مزین به نام مبارک حضرت علی علیه السلام

ای ماه رجب مرا به خود راه بده

ماهِ عجیبی است این ماه ِ رجب، از راه که می رسد با خود حال و هوایی تماشایی می آورد، برای همه این حال و احوال هست کم و بیش، یک عده با آمدنش روزشمارِ ماه رمضانشان آغاز می شود، عده ای دیگر به اعیاد و شادی های این ماه می نگرند و می خواهند شادیهایشان را به نور این شادی های عظیم گره بزنند و عده ای هم در ذوق و شوق رسیدنِ میهمانی سه روزه ی خداوند سر از پا نمی شناسند، اما یک دسته ی دیگر هم هستند که با آمدن ماه رجب حالشان دگرگون است، حالی شبیه به حالِ دانشجویی که تمام طول ترم را به نحو احسنت از زیر بار ِ درس فرار کرده و سر کلاس بودنش هم نه برای طلب علم و دانش که فقط برای حاضر بودنِ ظاهری است و حالا رسیده به پایان ترم، چند هفته ای دیگر نمانده توی دلش آشوب و اضطراب بلوایی بپا کرده که بیا و ببین اما …اما ته دلش هنوز امیدوار است…

شما را نمی دانم اما من از دسته ی آخرم! تمام طول سال به بیراهه ها دویده ام و بی خیال از نهایت کار در بی خبری و غفلت روزهای عمرم را گذرانده ام خسته و نالان و ناتوان… حالا رسیده ام به چشمه ای چون رجب، هم تشنه ام و هم با دستانی آلوده توانِ سیراب کردن ِ خویش را ندارم! از انعکاس تصویر خودم در زلالی چشمه ی رجب شرمگینم و راهی جز پاک شدن ندارم!

اما با اینهمه من امیدوارم که خدای این ماه خدای (یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ) است، پس با تمام آلودگی ها شادمان از فرصتی که به من هم داده شده قدم بر میدارم تا خود را سیراب کنم.

 

 

دیدگاه بگذارید