امام رضا (ع)

دوباره آمده ام تا کبوترت باشم
قبول می کنی آقا کبوترت باشم؟
نشسته ام که تو اذن پریدنم بدهی
که تا همیشه ی دنیا کبوترت باشم

▫️ما ایرانی ها بخت و اقبال بلندی داریم، از همه جا که خسته می شویم و ظرفِ صبرمان که لبریز می شود هرجورشده خودمان را به مشهد می رسانیم و پناه می بریم به حضرت سلطان، در جوارِ حضرت ثامن_الحجج گرد و غبارِ بی قراریها را از دلمان می تکانیم و قدری که آرام گرفتیم باز به زندگی برمی گردیم، اصلا کجا برویم غیر از اینجا؟
هرکجا برویم و سفره ی پر دردِ دلمان را پیش هر کس که بگشاییم عاقبتش رسوایی است و پشیمانی! تنها در جوارِ حضرت سلطان علی_بن_موسی_الرضا میتوان از کمی ها و کاستی ها از نیازها و خواسته ها از آمالها و آرزوها گفت بی آنکه ترسی از سرزنش شدن داشته باشیم و یا نگرانِ زیاده گویی هایمان باشیم!
آقای_مهربانی ها همیشه کم ِ ما را زیاد خریده و زخم هایمان را التیام بخشیده و دستی از لطف بر سرمان کشیده، نه به سیاهیِ اعمالمان نگاهی کرده و نه به بی تابی هایمان، تنها به رسمِ مهربانی که در وجودهمه ی خاندان ِ رسول_الله است و به رسم رئوف بودن که در وجود امام_همیشه_رضا قدری بیشتر است، ما را آرام کرده دردهایمان را شفا داده و قلبمان را سرشار ا لطف و کرم کرده چراغ شادمانی را در دلمان روشن کرده … اینهمه از دستانِ مهربانِ آقا امام رضا بر می آید و بس

دیدگاه بگذارید